خانه / اسلایدر / معرفی فیلم Fight Club 1999
tumblr_m7dwz6iosG1qd4d7jo1_500

معرفی فیلم Fight Club 1999

بگذارید اینگونه شروع کنم ;فیلم باشگاه مشت زنی جز ده فیلم برتر سال۱۹۹۹و یکی مهم ترین آثار سینمایی در تاریخ سینما محسوب می شود با امتیاز ۸٫۹ در IMDB ،که بگفته بعضی دوست دارن این سبک از فیلم، باشگاه مشت زنی مدرسه ی برای تمامی کسانی ست که می خواهند بفهمند سینما یعنی چه!.در سال های اخیر که شاهد رشد فیلم های پرزرق برق و پر از جلوه های ویژه بصری،هستیم کمتر می توان در ژانر خشن و بزن بکوب سینما اثری درخور را پیدا کرد،که بتواند نظیر آنچه پرتقال کوکی اثرجاودانه کوبریک و یا فیلم هفت اثر خود همین کارگردان فیلم مورد بحث یعنی دیوید فینچر،پیدا کرد..فیلمی که بتواند صرف نظر از بزن بکوب و صحنه های که فقط شما را برای چند دقیقه ای سرگرم کند،کمی هم ما را به فکر بی اندازد و ذهن ما را وارد یک چالش کند،چالشی که ذهن ما را از امور تکراری و روزمره زندگی دور کند و به سایر ابعاد آن ببرد و تجربه ی جدید به ما بدهد.

maxresdefault

برای خود من که سبک فیلم های فینچر را دنبال می کنم از فیلم،بازی ۱۹۹۷ گرفته تا فیلم سرگذشت غرییب بنجامین باتن ۲۰۰۸  و یا بیگانه ۱۹۹۲ یا فیلم هفت ۱۹۹۷ و دختری با خال کوبی اژدها ۲۰۱۱ و زودیاک ۲۰۰۷ و در همین اواخر در سال ۲۰۱۴ فیلم دختر گم شده ، همیشه از فضای سورعال فیلم های فینچر لذت برده ام،بخصوص فیلم باشگاه مشت زنی که یکی ازعمیق ترین و خاص ترین فیلم هایش است.در فیلم خشونت حرف اول را می زند و میتوان گفت یکی از بزرگترین مشکلاتی که این فیلم در ابتدا برای اکران ش داشت همین صحنه های بی رویه از خشونت بود که گاه تماشاگر چهره خود را از صفحه سینما برمیگرداند! و اگر در مورد فیلم پرتقال کوکی کوبریک شنیده باشید همین عامل باعث مشکلات اکران عمومی آن نیز شد..صرف نظر از پیام های نسبتا مشابه دو فیلم از این نظر هم نقاط اشتراکاتی باهم دارند.پس باید بگویم که بله! فیلم باشگاه مشت زنی یک فیلم خشن است..فیلمی که قربانیان جامعه ی را نشان می دهند که قربانی همین خشونت ها شده و سعی دارند تا خوی حشی گر و طغیان خود را بچشند و ازدرد های ناشی از قرار گرفتن در چنین جامعه ی فرار کند..بازی هوشمندانه ادوارد نورتون و استعداد فوق العاده اش در شیفت کردن بین نقش های مختلف و ویژیگی های بارزش در اجرا و برد پیت  محبوب که در این فیلم به اوج هنر بازیگری اش( از نظرشخصی البته)می رسد،چنان تحرک و جنب جوشی به فیلم می دهد که مخاطب را تا آخرین لحظه مجذوب میکند و پیگر قصه ی که این دو رقم میزنند.نمی دانم در بین داستان های چرت و پست مدرن امروزی که رسانه های تجاری و مصرف گرا و گاه سیاستمداران می گویند چقدر غرق باشید ولی مطمعنا جامعه انسانی و زشتی هایش چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت،فیلم باشگاه مشت زنی تاملی ست بر اوضاع پیچیده و گاه ظالمانه اجتماعی و نمایشی از ظنر های تلخ دنیای ما از مفهوم استقلال بشر و حوزه اختیار و جنگ هویت.هدف این فیلم بیش از کتک کاری و خرابکاری های یک سری افراد شکست خورده روحی ست..هدفی که فیلم دارد به نوعی یک غافلگیری ست که هر ببینده خود باید با آن برسد،هدفی که فیلم را تبدیل به یکی از آثار مانداگار سینما کرده.

2013-12-20-1fightclub

نورتون در نقش یک کارمند رنجور و خسته از شغلش در می آید،کسی که نماینده قشری ست که درگیر تکرار و روز مرگی و بی خوابی شده و به توصیه پزشک به جلسه های برود که برای افراد سرطانی مشاوره می دهد،تا با مقایسه درد خود نسبت به آن ها کمی التیام یابد! در یکی از همین جلسات با دختری آشنا می شود (با بازی هلنا کارتر) که او هم سرطان نداشته و صرفا برای درمان بیماری جنسی بیمار گونه خود به آنجا مراجعه میکند،که بعد ها معلوم میگردد بخاطر غذای مجانی به آنجا می رود (همان طنز تلخ که گفتم،بیمار نبودن در دل دنیای بیمار) در همین حین نورتون در نقش جک همچیز خود را از دست می دهد ،ساختمان ش..تمام وسایل خانه اش و دارای هایش همه در آتش سوری از بین میرود تا داستان فیلم وارد فاز بعدی یعنی ورود تایلر با بازی برد پیت شود.تایلرعقاید عجیب غریب و بسیاری جذابی دارد و یک بازاریاب صابون است که با استفاده از چربی های بیمارستانی صابون هایش را هم خودش می سازد!و جک بی پناه در آستانه جذب شدن به آن.

آشنایی جک با تایلر شروع داستان است،و این دو در مورد آزادی و قدرت نظریاتی می دهند و در آخر نتیجه می گیرند که باشگاهی مخفی را تاسیس کنند که عقده ها خودشان را خالی کنند و به پالایش روحی برسند با آگاهی قبلی شروع به کتک کاری می کنند و این نوع درمان،سریع طرفدارانی پیدا میکند و باشگاه رسما بوجود می آید؛ و قاون اول و دوم آن هم این است که کسی در مورد آن صحبت نکند،ودر ادامه  به فیلم ابعاد تازه ی می دهد.

Edward Norton in Fight Club, 1999

ولی این تازه اول ماجراست و تایلر نقشه ای بسیاری در سر دآرد که در ادامه مخاطب را شوکه میکند.جالب است بدانید که فیلم در ابتدا نه در گیشه موفق بود و نه استقبالی دربین منتقدان داشت، درست مانند بعضی از آثار ماندگار سینما بعد از ارعه این فیلم بصورت DVD بود که به ناگهان مانند بمبی در جامعه سینمایی آمریکا منفجر شد و تحلیل های دیوانه کننده شروع به سرریز شدن کردند و به یکی از جنجالی ترین ساخته های سینما مبدل شد.در ابتدا و قبل از شروع ساخت فیلم پیشنهاد های متعددی برای نقش تایلربود از جمله راسل کرو و برای نقش جک هم شان پن و سایر پیشنهادها که بشخصه خدا را شکر میکنم این نقش ها به نورتون و برد پبیت رسید!چرا که هیچکس مانند این دو نمیتوانست به این خوبی از پس این نقش بر بیاید.

انتقادهای تند وتیزی که فیلم بر علیه مصرف گرایی و زندگی آمریکایی و یکنواختی و کسالت مدرن می کند و همچنین از دست رفتن هویت انسانی و اوج تعارضهای دو دنیای مورد بحث فیلم در محیط اداری وکارهای عجیب وغریب راوی نمود پیدا می کند که با آن خود ویرانگری انتهایی در مقابل رئیس تکمیل می شود.کم کم فعالیتهای لشکر بی نام و انبوه و مخفی باشگاه مشتزنی به آنارشی میل پیدا می کند. کار به جایی می رسد که عضوهای جدید قوانین این دنیای عجیب را به رئیس گوشزد می کنند. و یا حتی می بینیم که نهاد پلیس هم عضو این جهان پیچیده شده است و ومی خواهد بر طبق قوانین باشگاه رئیس را تنبیه کند.بعد از تصادف اتومبیل راوی لحظه به لحظه سرخورده تر می شود. چرا که احساس می کند که هنوز به آرامش نرسیده است. در واقع ترس نهادینه شده ای که دربشر امروزی از هنجارها ومظاهر مدنی ریشه دوانده است، بلای جان ضد قهرمان خیالی این فیلم هم می شود. در پایان با خودکشی نافرجام و ویرانی جامعه ی پیرامونی تایلر از نظر پنهان می شود تا آن قاب زیبای داستان در آستانه ی ویرانی شکل بگیرد.

555

حیف آمد این برداشت  حسام حبیبی از منتقدان خوب سینما از فیلم را با کسی به اشتراک

نگذارم،هنری که فیلم در قالب گذر زمان ۱۴۰ دقیقه ای به بیننده القا میکند بشدت جذاب

است…به این صورت که 

در دقیقه های اول فیلم : تجربه شخصی م میگفت با یک فیلم پلیسی یا نهایتا مافیایی سرکار دارم.

(که به نوعی به ذهن تکراری شده ما از فیلم ها و داستان های و بطور کلی اعمال یکنواخت

شده دنیا یمان اشاره دارد.)

 

در دقیقه سی و دو فیلم : داشتم نظرم را عوض میکردم،و به این فکر افتادم که فینچر یک فیلم فلسفی و روانشناسانه ساخته .

(که این هم به نوعی به ذهن ی با دردسر های دنیای امروزی اشاره دارد که صرفا با حساب کتاب می تواند همچیز را حل کند.)

در دقیقه شصت :جادوی کار های تایلر.حرف ایش..اعمال ش این حس را به من القا میکرد که

آزادم.. میتوانم همچیز را پوچ و بی ارزش بدانم.. حس رهایی از قید بند ها ..درست مثل یک

رهبر و ریسس چشمانم به تایلر خیره شده بود و از کار هایش لذت می بردم

(نیاز گمشده ی ما در دنیای مدرن امروزی..یعنی آزادی و خودمان بودن )

در دقیقه ای نود : دستم به حالت مشت در آمده بود، و تمام اتفاقات فیلم کامل به صورت شک به جسمم وارد میشود.

 

دقیقه صد و سی نه فیلم : فیلم تمام شد و من مات و مبهوت بودم و چیزی برای گفتن ندارم .

 

دقیقه صد چهل دو فیلم هنوز ادامه دارد، در حالی که جلو آینه ایستادم میپرسم: ذهن من

کیست؟ ذهن من چیست؟ذهن من کجاست؟

…………..

در آخر پیشنهاد میکنم اگر وقتی گیر آوردید صرف نظراز سردرگمی های دنیای امروزی با

تماشای این فیلم شاهد یکی از پارادوکس آمیز ترین فیلم های تاریخ باشید 

و ذهن خود را به چالش دعوت کنید .

 

 

 

بگذارید اینگونه شروع کنم ;فیلم باشگاه مشت زنی جز ده فیلم برتر سال۱۹۹۹و یکی مهم ترین آثار سینمایی در تاریخ سینما محسوب می شود با امتیاز ۸٫۹ در IMDB ،که بگفته بعضی دوست دارن این سبک از فیلم، باشگاه مشت زنی مدرسه ی برای تمامی کسانی ست که می خواهند…

نقد و بررسی



User Rating: Be the first one !

لینک کوتاه برای اشتراک گذاری :



ittl in telegram

درباره ی امیر کرد

می توانید پستهای زیر رانیز چک کنید

۲۸ خرداد: شروع زندگی اولین کسی که قله اورست را به چالش کشید

۲۸ خرداد: شروع زندگی اولین کسی که قله اورست را به چالش کشید

۱۳۱ سال پیش جورج مالوری کوهنورد انگلیسی بدنیا آمد؛ فردی که برای به زانو درآوردن اورست، بلندترین قله جهان، در ذهن ها به یادگار مانده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.